عبد الجليل قزوينى رازى
368
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
ابن عبد ربّه و مانند ايشان « 1 » كه دينداران بودند بدليل و حجّت بىتهمت و شبهت ، نه چنان كه سنانك انس خارجى ، و خولى يزيد مأبون ، و زرعهء شريك مطعون ، و شمر پيس « 2 » ملعون ، و مرّهء منقذ كل ، اينان و مانند اينان مشتى اوباش فجّار ، كفّار اشرار ، دين بدوغبا « 3 » بفروخته ، در دبيرستان كفر لوح بدعت آموخته ، عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ « 4 » . اما آنچه گفته است مصنف انتقالى كه : « اگر ما آن روز بودمانى « 5 » متابعت حسين على كردمانى « 6 » » و عذر خواسته است ، انصاف اين است كه بر قول و اعتقاد و قلم و تصنيفش پديدار است « 7 » كه بعد از پانصد سال كرده است و بر حلالزادگى خود دليل انگيخته است كه متابعت حسين فاطمه كردى يا متابعت يزيد معاويه انّما الأعمال بالنّيّات « 8 » و يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ « 9 » .
--> ( 1 ) - اين نامبردگان روز عاشورا در ركاب سيد الشهداء عليه السلام بدرجهء رفيعه شهادت رسيده و سعادت جاودانى يافتهاند و شرح حال و ترجمهء هريك در كتب رجال و مقاتل و سير و زيارات بتفصيل مذكور است طالبان بمظان هريك رجوع كنند . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « پيس بكسر اوّل و ثانى مجهول و سين بىنقطه علتى است كه آن را به عربى برص خوانند و كنايه از مردم خسيس و رذل هم هست و پيست بر وزن كيست شخصى است كه علت برص و جذام داشته باشد » و اينكه شمر را به اين وصف متصف كرده مأخوذ از كتب سير و مقاتل است مجلسى ( ره ) در عاشر بحار از مناقب خوارزمى نقل كرده كه محمد بن عمرو بن الحسن از پدرش نقل كرده كه قال : كنا مع الحسين بنهر كربلا فنظر الى شمر بن ذى الجوشن و كان أبرص فقال : اللّه اكبر اللّه اكبر صدق اللّه و رسوله قال رسول اللّه ( ص ) : كأنى أنظر الى كلب ابقع يلغ فى دماء اهل - بيتى » و نيز اندكى قبل از اين نقل كرده : « فنزل اليه شمر و كان أبرص فضربه برجله و ألقاه على قفاه ثمّ أخذ بلحيته فقال له الحسين عليه السلام : أنت الكلب الا بقع الذى رأيته فى منامى ( تا آخر ) » و هردو روايت در عاشر بحار ( ص 205 چاپ امين الضرب موجود است ، و همچنين در ص 36 ج 2 مقتل الحسين خوارزمى چاپ نجف ) و در كتب ديگر نيز گويا نظير اين هست . ( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « دوغبا با غين نقطهدار بر وزن شوربا آش ماست و ماستانه را گويند » و بجاى اين كلمه در دو نسخهء ح د : « به دنيا » و در نسخ ب م ث : « بدوغ » ياد شده است . ( 4 ) - ذيل آيهء 161 سورهء مباركهء بقره . ( 5 ) - ع : « مان بودى » گويا كاتب چون « بودمانى » را نفهميده حروف آن را پس و پيش كرده و به صورت مذكور درآورده است . ( 6 ) - ع ث : « كردمانيم » م ب : « كرمانى » ح د : « اگر من آن روز بودمى متابعت حسين على ( ع ) كردمى » . ( 7 ) - ح د : « از اعتقاد و قول و قلمش پيداست » . ( 8 ) - حديث بسيار معروفى است كه مستغنى از شرح و بيان در اعتبار آنست . ( 9 ) - صدر آيهء 71 سورهء اسراء - بنى اسرائيل .